• رباعی ۴۰۱

    پستی کرده تو سر فرازی‌ها را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۲

    گر نیست تنعمی سعیری خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۳

    هان کوری دیو منکر فاسق را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۴

    دعوی‌ست به هم ز کیش هر نادان را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۵

    تن در دهی آیت اسف خواندن را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۶

    دنیا که بسی نرم و درشت است او را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۷

    هر کس که رسد ز عشق جانی او را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۸

    تا دل فارغ ز هر شکی شد ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۰۹

    تا رفت ز تن لباس هر فر ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۰

    هر خس دیدی مخوان به جز سُست او را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۱

    از هر سوی من بلا کشیده سرها

    ادامه

  • رباعی ۴۱۲

    تو آینهٔ وجود مائی عدما

    ادامه

  • رباعی ۴۱۳

    هر رفته و آینده عیان است او را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۴

    مرد آخر در نوشته بیند خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۵

    چون سازنده یکیست هر ساخته را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۶

    گر پی به مؤثر آید آثار ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۱۷

    هر دم از من رسیده بهر است مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۱۸

    هر چند که هست آمد و شد ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۱۹

    عالم جنگ است مختلف کیشان را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۰

    آن خصم که کرده ذم ما آئین را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۱

    این عالم خالی از سر و سامان را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۲

    ما حلقه فکن به گوش هوشیم ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۲۳

    عهد ازلی شکسته دیدم همه را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۴

    در بارگه عشق شه عزت ما

    ادامه

  • رباعی ۴۲۵

    بینی به فسانه هر سخن سازی را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۶

    هر جا که وجود هست امکان آنجا

    ادامه

  • رباعی ۴۲۷

    جز آنکه ندید کار جز کار مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۲۸

    اسرار یقین مگوی اهل شک را

    ادامه

  • رباعی ۴۲۹

    هر کس که دمی نظیر گردید مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۰

    مابین دو عقل و علم مفتونان را

    ادامه

  • رباعی ۴۳۱

    باید ز سخن به او نظر کرد ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۲

    آمیزش این و آن رها کن، به خود آ

    ادامه

  • رباعی ۴۳۳

    گاهی گفتم، گهی شنودم خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۳۴

    هر گاه آمد هستی من یاد مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۵

    این شکوه ز فرط اشتیاق است مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۶

    حق داده وجود آن عدم مطلق را

    ادامه

  • رباعی ۴۳۷

    امروز به هر چه حاجت افتاد ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۸

    تا عشق خبر ز خویشتن داد مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۳۹

    یک دم که به خود ذوقی و حالی‌ست ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۴۰

    نقاش ازل نقش چه خوش بست او را

    ادامه

  • رباعی ۴۴۱

    این مردم چشم ساکن غمکده‌ها

    ادامه

  • رباعی ۴۴۲

    در سیر جهان واصل و فاصل ما

    ادامه

  • رباعی ۴۴۳

    هر گه که به مکر خود شوی کام روا

    ادامه

  • رباعی ۴۴۴

    هر چیز حق آفریده در هستی ما

    ادامه

  • رباعی ۴۴۵

    دیدیم هم آغوش به خود جانان را

    ادامه

  • رباعی ۴۴۶

    هر لحظه به این و آن خطاب است ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۴۷

    اعلیٰ خواهد متابع ادنیٰ را

    ادامه

  • رباعی ۴۴۸

    حق چون به جهانِ بود آورد ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۴۹

    هر راه روی که نقل از و گشت خدا

    ادامه

  • رباعی ۴۵۰

    عالم که ره و رسم هزار است او را

    ادامه

  • رباعی ۴۵۱

    نام نبی و ولی و هر سابق را

    ادامه

  • رباعی ۴۵۲

    سیر اجزا مقصد اقصی است ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۵۳

    هر عزم که کرد هستی ابتر ما

    ادامه

  • رباعی ۴۵۴

    جان از جانان جلالتی یافت مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۵۵

    ای شاه و امیر در طلب جاه ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۵۶

    در وصل به هجر می‌سپاری خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۵۷

    توحید چو داد یادم آهنگی را

    ادامه

  • رباعی ۴۵۸

    بگشود به شمسه‌‌ای درِ صد دین را

    ادامه

  • رباعی ۴۵۹

    رفت آن خُردی و وقت خرم ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۶۰

    شد پردهٔ نحو و صرف مشتق ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۶۱

    هر گاه ه شکر و شکوه بوده ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۶۲

    عشق است که دل خجل نیابی آنجا

    ادامه

  • رباعی ۴۶۳

    این نسخه که کشتند چه و چونش را

    ادامه

  • رباعی ۴۶۴

    چیزی که رهائی‌ست ز هر بند ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۶۵

    بگشای دری به عالم راز مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۶۶

    عارف که خبر داد از آن پاک شما

    ادامه

  • رباعی ۴۶۷

    هر چیز فزون و کاست نبود آن را

    ادامه

  • رباعی ۴۶۸

    نشناخت کسی کار و فن یکدمه را

    ادامه

  • رباعی ۴۶۹

    نه کام دل و نه دل به جا ماند مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۷۰

    در خویش در آ که سر شوی سرها را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۱

    جز آن فن و خو یاد نیاید ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۲

    بربود قرار از من و تسکین را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۳

    تا چند به نام چند دفع غم را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۴

    ای قدر نیافته ز یک تن خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۵

    از روزن قدس دیده جا پیشان را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۶

    جز رادی ما نمیشود کس ما را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۷

    حق جوی که کونین حرام است او را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۸

    در راه طلب مردم قربت‌جو را

    ادامه

  • رباعی ۴۷۹

    گفتم همه عصیان و خطا بود این‌ها

    ادامه

  • رباعی ۴۸۰

    گاهی می‌پرس دل فگار خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۱

    ما محو شدیم عالم بیچون را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۲

    این سرّ نه سماعی نه قیاسی است ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۸۳

    قدرت ندهند ار روش دوران را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۴

    نشناخته غیر جامه و نانی را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۵

    مستی ز غرور رنگ‌ها خواست ترا

    ادامه

  • رباعی ۴۸۶

    جز عشق که نیست استقامت آن را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۷

    هر کس به زبان که نطق راند همه را

    ادامه

  • رباعی ۴۸۸

    از مرد رهی هر آنکه گردید جدا

    ادامه

  • رباعی ۴۸۹

    فکرست رفیق راه بس سالک را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۰

    درویشی چیست؟ گشتن از خویشتن فنا

    ادامه

  • رباعی ۴۹۱

    هر بد، بد و نیک، نیک دیده همه را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۲

    عالم که نمود آن و این خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۳

    ساقی در ده شراب جاوید مرا

    ادامه

  • رباعی ۴۹۴

    نایافته زان محیط تیغ خود را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۵

    دانا سخن است آلتی مرد او را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۶

    بگذر چو قلندر از جمال دنیا

    ادامه

  • رباعی ۴۹۷

    خوش نیست ره از بیخبری دوران را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۸

    آن گنج خفی نکرد ظاهرشان را

    ادامه

  • رباعی ۴۹۹

    بس آب سرشک ای چمن زبست ترا

    ادامه

  • رباعی ۵۰۰

    گر زاهد تند خو نمایم خود را

    ادامه