مرا چه باک که فصل بهار می‌گذرد
بهار نیست چو بی‌روی یار می‌گذرد
به رنگ و بوی تو یک گل میان گل‌ها نیست
چه غم که فصل گل و لاله‌زار می‌گذرد
بدین خوشم ز بهار و خزان که بر من و دل
ز رفت و آمدشان روزگار می‌گذرد
به تار زلف تو ای آفتاب کشور حسن
که عمر من همه در شام تار می‌گذرد
به یاد چشم تو ای ماه آسمان وفا
ز کار، کار و سرشک از کنار می‌گذرد
مرا گرانی هجران به اشتباه انداخت
وگرنه هرکس از این ره‌گذار می‌گذرد
به بزم عمر شرابی به رنگ لعل تو نیست
عبث نه عمر من اندر خمار می‌گذرد
مخند ای گل سرخوش، به داغ لاله مخند
که عمر بر تو و این داغدار می‌گذرد
برای آنکه نسوزند لاله‌ها زین داغ
به باغ عمر عماد از کنار می‌گذرد

دیدگاهتان را بنویسید