شبی ای فتنه گر مهمان من باشی چه خواهد شد؟
شراب روح سرگردان من باشی چه خواهد شود؟
اگر یک شب غرور حسن روزافزون نهی از سر
به فکر درد بی درمان من باشی چه خواهد شد؟
سراپا آنی و از هرچه گویم خوش تر از آنی
شبی، روزی، بُتا گر زانِ من باشی چه خواهد شد؟
گر ای شیرین تر از عمر این دل دیوانه بنوازی
گر ای خوش تر ز جان، جانان من باشی چه خواهد شد؟
غمت ناخوانده مهمانی است هر شب در سرای من
اگر یک شب تو خود مهمان من باشی چه خواهد شد؟
به تاریکی سرآمد عمر من، ای ماه اگر یک شب
چراغ کلبهی احزان من باشی چه خواهد شد؟
به دامان ریختم شبها ز هجران تو کوکبها
شیب چون اشک بر دامان من باشی چه خواهد شد؟