جام طرب لاله از سوی تو دارد
باغ بهشت آرزوی روی تو دارد
از دل گلزار با هزار ترنم
بلبل شوریده گفتگوی تو دارد
خاکِ پیِ خیل عاشقانم و دارم
آرزوی آنکه آرزوی تو دارد
نیستم از جستجویت غافل و نومید
در پی آنم که جستجوی تو دارد
ای همه لطف و صفا و نور و طراوت
این چه درشتی بود که خوی تو دارد
گوشهای از خنک توسن صبح بهاران
آتش و جوشش می از سبوی تو دارد
وصل تو هم حسرتی است بر سر غمها
تشنهتر است آنکه ره به جوی تو دارد