امشب از راه هوا ساغر سبویم میرسد
آرزویی نیست در دل آرزویم میرسد
میرسد از ره یکی اما نه همچون دیگران
این و آن را واگذار امشب که اویم میرسد
سود من، سامان من، سرمایه و سودای من
حاصل یک عمر رنج و جستجویم میرسد
سایهٔ من، آفتاب من، سر و سامان من
عاشق و معشوق و عشق و آبرویم میرسد
ناز پرور سرو آزادش اگر نتوان نوشت
سایه پرور شاخ شمشادم به کویم میرسد
باز بعد از چند پرعطر صفا گردد مشام
ساغر گلرنگ و ماه مشکمویم میرسد
هستی من، مستی من، های و هوم بادهام
همچون من دلخون، عزیز لاله رویم میرسد
نازنین، پاکیزه خویِ ماهرویم در رهست
ور سخن کوتاهتر باید، نکویم میرسد
سالخوردی را عجب داری چنین گوید غزل
امشب از ره راز و رمز گفتگویم میرسد