اهل عالم چو نیک درنگی
جز به آب و علف نمی‌نگرند
کمر از بهر سیم بسته و زر
همگی بندگان سیم و زرند
طاعت حق از آن کنند کزو
کشور و حور انتظار برند
خرمن فضل و بوستان صفا
زر چو نبود به نیم جو نخرند
وین شگفتی نگر که زرداران
در گدائی ز هر گدا بترند
جرعه‌ای در سفال کس نکنند
با کسی باده بی‌غرض نخورند
باز اگر بنگری کرم زانهاست
که ز ارباب فقر درشمرند
لیک صاحب‌زادگان سفله، شگفت
با لئیمی بزرگ و معتبرند
بئر امید از این گروه که راست
جوی بی‌آب و شاخ بی‌ثمرند
گر هنرمند چون عماد زبد
خنک آن مردمی که بی‌هنرند
آسمان را چو جنگ با فضل است
شاد آن دسته‌ای که گاو و خرند

دیدگاهتان را بنویسید