سه ساعت است نگارا در انتظار توام
سه ساعتی که در آن عمر روزگار گذشت
چه گویمت که چه بگذشت بر من و دل من
همین بس است که گویم در انتظار گذشت
سه ساعت است ولی گویا که در این باغ
هزار بار خزان آمد و بهار گذشت
اگرچه سخت گذشته است، شکوهای نکنم
هزار شکر که در انتظار یار گذشت
اردیبهشت ۲۵