شنیدهام که خراسانیان صفا کردند
یکی بزرگ خیابان به نام ما کردند
از این محبّت و همّت شگفتیام افزود
که چون شد این همه در حق من صفا کردند
اگرچه اکثر همشهریان عزیز مناند
شگفتم آمد از ایشان که این وفا کردند
اگرچه مخلص پیر و جوان شهر خودم
شگفت بود که با مخلص این عطا کردند
به حال و کار خود و دوستان شدم حیران
چرا که کمتر از اینگونه کارها کردند
مگر ز مذهب بیگانگی رها گشتند
که مهربان شده، یادی از آشنا کردند
چه شد که جمله به ناگه شدند ناپرهیز
چه شد که عادت دیرینه را رها کردند
خلاصه اینکه هزاران سؤال پیش آمد
از این قضیه که در مشهد رضا کردند
مسلم است که از راه لطف بود و صفا
که این عمل نه ز خوف و نه از رجا کردند
شنیده بودم تبریزیان با همت
همواره شاعر خود غرق لطفها کردند
نه بر روانی طبعش کسان حسد بردند
نه در غیاب و حضورش خسان جفا کردند
ولی ز خصلت همشهریان بنده عماد
بعید بود و ز سهو القلم خطا کردند
ز یادبود خیابان و شاعران معدود
در این میانه یکی هم به نام ما کردند