با تأسف، درست عصر فضا
گشته آغاز، عصر قحط غذا
طفل و پیر و جوان ز قفر غذا
می‌سپارند جان در افریقا
هندی و بنگلادشی هر سال
زیر پای اجل شود پامال
مادر گرسنه ندارد شیر
آنقدر تا که طفل گردد سیر
بی‌والمعجاب فسانه‌ای باشد
دهر، دیوانه خانه‌ای باشد
آمده آدمی به ماه فرود
تا در آینده‌اش چه باشد سود
پول یک روز خرج تسلیحات
می‌دهد کشوری ز مرگ نجات
آدمیزاد طرفة مجنونی است
یا نه بهتر، شگفت مجنونی است
در پی جلب نفع و دفع ضرر
در ریاضی و طب و شعر و هنر
در مکانیک و در الکترونیک
در لگاریتم و شیمی و فیزیک
در قوانین صعب و پیچیده
راه‌های شگفت و پوشیده
در اتم را شکافتن که از آن
مشکلات بشر شود آسان
در ترانزیستور و کامپیوتر
یا روبوت و اشعه‌ی لیزر
بحث‌های قلمبه در اخلاق
عدل و انصاف و نیکی و انفاق
باز تا محملی بیاید پیش
یادش آید ز غار و جنگل خویش
آنچه آموخته برد از یاد
جان همنوع می‌دهد بر باد
می‌رود توی جلد اول خویش
بزد از یاد مهر و مذهب و کیش
بعد از این قدر زور و ضرب و تلاش
کاسه آن کاسه است و آتش آن آتش

دیدگاهتان را بنویسید