ترک آن بدخو مکن ای دل به بدخوئیش خو کن
هرکه گوید: ترک او کن بشنو از من ترک او کن
آرزو دارد که هر شب با رقیبان مِی بنوشد
ای دل از بیچارگی بخت رقیبان آرزو کن
یا به بلبل مژده ده ای گل که یک رنگی و یک دل
یا اگر با خار یاری، عشوه کم در کار او کن
تا نگوید خصم، نبود بادهخواران را بهشتی
ای بهشتی رو دمی با ما به سوی باغ رو کن
کن نماز عشقبازان گر حضور قلب خواهی
سجده هم گر میکنی در پای سروی مشک مو کن
یا به یک گل دل مده، گل در چمن بسیار باشد
یا دگر چون ما قیاس آبرو با آب جو کن
بیریا خواهی مجو اندر مساجد یا منابر
باز هم با ما بیا، میخانهها را جستجو کن
گفتگویی نیست کز عشق تو مجنون شد عمادت
ای پری یک لحظه با دیوانهٔ خود گفتگو کن