هیچ

خوش طرفه دیاری است سخن هیچ و هنر هیچ

شاه خوبان

امشب از باده عمادت شده چون چشم تو مست

با خواجه

ما را به چشم مست تو تاب نظاره نیست

رشته امید

چون لاله مرا بی‌تو به کف جام مدام است

یکیست

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست

یاد باد

یاد باد آن که مهر رسم جفا یاد نداشت

نیم مست

نیم مستم کردی ای ساقی منه ساغر ز دست

پری ناز

از بهشت است بدین خانه دری باز امشب

گردش ایام

بی‌تو از کام نمانده است به جز نام مرا

غمگسار

تا به کی گویم که یار آید، قرار آید مرا

نقش ازل

بعد از این رحم مکن بر دل دیوانۀ ما