- سه چین
هیچ دانی که از کجا آمد
- انتظار
سه ساعت است نگارا در انتظار توام
- ترک دلبر
عاشقان من سستپیمان نیستم
- دوش
چه گویم، چسان بیتو بگشت دوش
- [سیاه مست]
گردم سیاه مست ز می تا چو بیهشان
- سوگند
به نامت، این نوازشگرترین آهنگ در گوشم
- سرگذشت
ای خوشتر از نکویی و زیباتر از جمال
- ای آتش مکافات
در عاشقی نکردیم، الحق که هیچ کاری
- باز هم
دست من بند است در گل، فرصتی ای خار و پای
- مرگ
مرگ پی راه حل مسئلهٔ عمر
- فروتنی
من خاک پای آن گل نازم که باشدش
- پیری
روزی که دختران و زنان جوان تو را
- امشب تو باش
شعر روان و شور و شر هست
- گل دیوانگی
گوشکن تا گویمت ای جان که عشق
- پاسخ به یک نامه
خود سروری است اینکه مرا سرور عزیز
- کاش
آن همه شور و شوق چون میرفت
- روزی در کیلان
اندکی دورتر از جمعم و دارم به کنار
- عدل
گویند کسان عدالتی هست
- بساط فراهم
رسیده کار به مویی میان ما و جنون
- اهل عالم
اهل عالم چو نیک درنگی
- بادافره
شد فصل بهار ای گل و هنگام تماشا
- برای دفتر شعرم
برآن سرم که دگرباره با بهانهی شعر
- هدیه
هدیهای گرچه سخت ناچیز است
- سخن تازه
ای که از من سخنی تازه تو را هست هوس
- خوب دردی
ز سرد و گرم گیتی حاصل من
- شب هجر
گر گناه است و اگر نیست مرا باده بیار
- به تو تقدیم
به تو کز نوع خویش ممتازی
- اشکی بفشانیم
تا سیل نزاییده ز رگبار حوادث
- خزان جاوید
نوشتی آخر نامه: که روزگار به کام
- قول حافظ
قول حافظ «گفتگو آیین درویشی» چو نیست