هیچ دانی که از کجا آمد
این سه چین روی ابروان عماد
یکی از آن شبی است کان بیمهر
رفت و لب بر لب رقیب نهاد
دگری زان شبی بود که بر او
چشم من با رقیب دون افتاد
وآن دگر زان شبی بود که سلام
کردم و بیوفا جواب نداد
نیشابور ـ قریهٔ بنقشه
دهم تیرماه ۱۳۳۴