وه چه خوش آمدی بیا ای عشق
آفرین عشق، مرحبا ای عشق
درد ما، درد پر جلال و شکوه
ای بهر درد ما دوا، ای عشق
با تو باشیم و با وفای تو مست
تا کند عمر ما وفا ای عشق
بند بندم اگر جدا سازند
نشوی از دلم جدا ای عشق
بی‌نوا کردی‌ام ولی غم نیست
کز تو دارم دو صد نوا ای عشق
گره از کارها گشایم باز
با توام ای گره‌گشا ای عشق
باز امشب به من نمودی خویش
باز کردی صفا بیا ای عشق
آفرین ای بهشت جان‌افروز
کن ز دوزخ مرا رها ای عشق
از سلیمان به مور گفتی راز
وه وه ای هدهد صبا ای عشق
از دل من مرو بیا ای عشق
خانه خالی مهل، کجا ای عشق؟
 
۷/۱۰/۴۰ خانه‌ی افروز

دیدگاهتان را بنویسید