از بیوکنامه
عزیز نازنین باز یساحق
اگرچه در جهان کو حق، کجا حق؟
که حق گفتهست در این دام نیرنگ
که او را مانده سر بیزحمت سنگ
کدامین حق نکرده زور، ناحق
فقط در بنگ خانه مانده یاحق
هر آن کس را بود حقی به دلخواه
وزین حق تا بدان حق یک جهان راه
گر از (تیمور) حق پرسیده بودند
یقین میگفت: تیغ و خنجر و بند
به چنگیز ار که میگفتند، حق کو؟
یقین گفتی که: پر خون برزن و کو
فزونتر مرد و زن را سر بریدن
فغان و ضجّه افزونتر شنیدن
ز اسرائیل گر پرسند حق چیست
دهد پاسخ که: جز جنگ ژوئن نیست