رفتی به سفر واز۱ مو و دل دیونه رفتم
خون خوردُم و خون گرچه دوتا میخونه رفتم
بدانسه گریفته دل مو با سر زلفت
ای وار۲ که تو رفتی دیگه پاک دیونه رفتم
کوشتی۳ ماره واز از غم هجرون خنه۴ آباد
بیچاره مو و دل به چه حاله خنه رفتم
رفتی به مشد۵ نقل مجالس بری و ما
دور از لب تو تلختر از گنگنه رفتم
ورخیز۶ بیا امروز یرهگه۷، نقدره عشقه
بسنیست ای سی چل سال که پی اوسنه۸ رفتم
از قد تو طوبی درم۹ از ماچ تو کوثر
رفتم به جهندم۱۰ به بهش یا که نرفتم
خواستم ای دفه جیک و پوک۱۱ اصلاً نزنم، واز
دنبال همو کارکه دل نمتنه۱۲ رفتم
خودشه موکوشه۱۳ پرونه شمعر که میبینە
ما شمع ما تا رفته سفر پرونه رفتم
ای ساخ۱۴ که خرابی مکنە۱۵ ای دل بیپیر
تا وقتە تو برگردی، از ای ویرنه رفتم
واژهنامه:
- واز = دوباره.
- ای وار = اینبار، این مرتبه.
- کوشتی = کشتی.
- خَنَه = خانه.
- مشد = مشهد.
- ورخیز = برخیز، پاشو.
- یرهگه = عزیزم، جانم، یارم.
- اوسنه = افسانه.
- دِرُم = دارم.
- جهندم = جهنم.
- پوک = سر و صدا.
- نِمتِنه = نمیتواند.
- موکوشه = میکشد.
- ای ساخ = اینطور.
- مِکِنە = میکند.