آمد گل و شکفت دلم از صفای گل
می‌میرم از برای می و از برای گل
من گر خداپرست شدم از می و گل است
ای آفریدگار می و ای خدای گل
دور گل آمد، ای گل من دور دور تست
شوری به پا کن ای گل گلها به پای گل
برخیز ای لبت گل و می، وی رُخت چو ماه
بشکن به جلوه رونق ماه و بهای گل
ما را امید مهر و وفا از تو نیست، نیست
افسانه گشته سستی مهر و وفای گل
خوارى بخت بین، من و هجران و شب به باغ
با خار بسته‌اند به یک چوب پای گل
بی‌منت سؤال مرا بوسه‌ای ببخش
بوسد مگر نه خار رخ دلربای گل
از هرکجا که بوسه ببخشی عنایت است
فرقش کجاست، بوسه زنی هرکجای گل؟

دیدگاهتان را بنویسید