- نیم مست
نیم مستم کردی ای ساقی منه ساغر ز دست
- به یک گل بهار نیست
ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست
- یاد باد
یاد باد آن که مهر رسم جفا یاد نداشت
- یکیست
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
- مذهب دیوانه
دیری است که در معبد عشق صنمی نیست
- نگاه تو
رخ نگار مرا طرۀ سیاه گرفت
- رشته امید
چون لاله مرا بیتو به کف جام مدام است
- با خواجه
ما را به چشم مست تو تاب نظاره نیست
- شاه خوبان
امشب از باده عمادت شده چون چشم تو مست
- وصل
عاقبت مهر درخشید و شب تار گذشت
- عمر آن بود
عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت
- نالهٔ مرغ گرفتار
در جهان هرچه به اندازه بود یار کم است
- خبری نیست
جز بیخبری در همه عالم خبری نیست
- ای باغ گل
دادت خدای هرچه از آن خوبتر نداشت
- خورشید من
خورشید من ز شمس فلک دیدنیتر است
- شرمسار دل
گرچه جز بر سر گیسوی تو دل نتوان بست
- دل بیدوست
مرا چه کار که بس باغها و بستانهاست
- چیست این آتش
چیست این آتش جانسوز که در جان من است؟
- همین چند روزه
میکهن غم نو را شنیدهایم، دوست
- بادهٔ ما
آرزوی وصل تو عمر فنا کردن است
- عکس
بهار چون گذرد حسرت بهاری هست
- دلربا
ای من غلام همت آن دل که جای توست
- ساقی باقی
پادشاهی که همه کون و مکان کشور اوست
- فتوای خرد
اندر این عالم که جز خواب و خیالی بیش نیست
- دم غنیمت دان
دم غنیمت دان که دنیا آرزویی بیش نیست
- مرغ توفان دیده
نسبتی ما را بدان رندان شاهدباز نیست
- دیر آشنا
امید همرهی از بخت ما نباید داشت
- سرگذشت
حکایت من و آن گل ز سرگذشت، گذشت
- آرزو کم کن
از تو آنی دل دیوانهٔ من غافل نیست
- گاه گویم
ای بلای بالا، نمیرنجی اگر از حرف راست
- ای کاش
ای خوش آن تن که در این آتش تب جان شده است
- خانهٔ نفروخته
جز مهر و وفا دیگرم اندوختهای نیست