با خواجه

ما را به چشم مست تو تاب نظاره نیست

رشته امید

چون لاله مرا بی‌تو به کف جام مدام است

یکیست

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست

یاد باد

یاد باد آن که مهر رسم جفا یاد نداشت

نیم مست

نیم مستم کردی ای ساقی منه ساغر ز دست

پری ناز

از بهشت است بدین خانه دری باز امشب

گردش ایام

بی‌تو از کام نمانده است به جز نام مرا

تو بیا

ای نسیم سحر ای ناز و قرنفل تو بیا

پاداش

عاشق زارم و بر خویش نبندم این را

غمگسار

تا به کی گویم که یار آید، قرار آید مرا

کتاب ما

رسید شعله بر افلاک ز آشیانۀ ما

درس غم

مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا

نقش ازل

بعد از این رحم مکن بر دل دیوانۀ ما