گردش ایام

بی‌تو از کام نمانده است به جز نام مرا

تو بیا

ای نسیم سحر ای ناز و قرنفل تو بیا

پاداش

عاشق زارم و بر خویش نبندم این را

غمگسار

تا به کی گویم که یار آید، قرار آید مرا

کتاب ما

رسید شعله بر افلاک ز آشیانۀ ما

درس غم

مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا

نقش ازل

بعد از این رحم مکن بر دل دیوانۀ ما