در این برگه اشعاری از عماد خراسانی که در قالب ترکیب ( ترکیب بند، ترجیع بند، مسمط، و ترکیب بیبند و خسروانی) سروده شده، آمده است. منبع این اشعار جلد دوم دیوان عماد چاپ نگاه سال ۱۳۸۵ است.
- ای عشقاز تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
- ای دلبس در سر زلف بتان جا کردی ای دل
- زلف طلائیای کاش دلت از دل تنگم خبری داشت
- نا امیدمن ندانم مرغ امیدم چه دید
- میخانهبا رقیب آخر شب دوش به میخانه شدیم
- ای مرگاز تو من ای چرخ غیر غصه چه دیدم
- خیال اوامروز دلم خونتر و دیوانهتر است
- شرمسارشامگاهی تیره چندى پیش دیدم دخترت را
- افسانهٔ جانسوزآخرین روز بهار است و منم راهسپار
- فریبخورشید رفت و ماه برآمد
- شمع آرزونیمی از شب عمرم، طی نگشته شد خاموش
- هوسآمدی، رفتی، دلی بردی به بازی باز از من
- قصههای ناتمامافتاده آتش به جانم
- صبحخندان و سر به پیش، فسونبار و دلفریب
- تنهاییشادیکُش و چیرهدست و پنهانگیر
- سحرگاهلطف سحر به جان شب آمیخت
- ماجرای نیمشبشب فروهشته بود چادر خویش
- جانانهای نازنین دردانه، ای جانانه جانام
- دریاچهٔ رضائیهدر این دریاچۀ زیبا که از حسن است دریایی
- قهرچندی است تند، میگذریم از کنار هم
- ای خوش آن روزای خوش آن روز که دل مونس جانانی بود
- من آن شبها کجا بودممن آن شبها کجا بودم؟ فراز کهکشان بودم؟
- صدای عشقای مردم چشم صفا را روشنایی
- نیازما به درگاه تو با بخت سیاه آمدهایم
- طوطیطوطی نازم، چرا از کلهی من پر کشیدی
- تاب و مهتابآنکه را رفت ز کف هرچه که داشت
- افسانه و خوابکار بگذشت ز پیمان و به پیمانه کشید
- بهانهدنیا و آخرت به قمار تو باختیم
- بلا آبادبگسستن از زنجیر غم، دشوار میداند دلم
- زمستان عمرخواستم بار دیگر در زمستان عمرم
- مزارهرچه اندیشه میکنم ببینم
- فردافردا که میآیم ای دوست
- مژدهمژده دادند یار میآید