- نشانهٔ عشق
مرا چو دست دهد صحبت شکر دهنی
- خریدار
دارم بتی شنگی، ماهی، قدحنوشی
- خُم خالی
بعد از این ما را به گیتی غیر حسرت نیست کاری
- بارش رحمت
سر و پای تو بنازم که همه جان و جمالی
- زندهٔ زیبایی
بسیار مکن با ما سرپنجه به دانایی
- امروز
امروز چه زیبا و دلآرا شده بودی
- پردهٔ پریشانی
تا دلی است، خوبان را به که باشد ارزانی
- سایهٔ دیوار
مائیم و دلی پرخون از جور پری رویی
- گناه محبت
سر ز بالین به چه امید برآرم سحری
- اشکهای دیدهٔ رسوا
امشب ندانم ای بتِ زیبا چه میکنی؟
- داغدیده
امشب چه خوش به بستر ناز آرمیدهای
- ترس و لرزی …
تازه باور کرده بودم در جهان هست یاری
- ای آسمان
ای آسمان مگر دل دیوانهٔ منی
- پند تلخ
مرغ بیبال و پری را واژگون شد آشیانی
- دریای غم
نه به دل شوری و شوقی نه به سر مانده هوایی
- آرزوی گمشده
ای آرزوی گمشده، مهمان کیستی
- عاشق عشق
تو که درد دل دیوانهٔ من میدانی
- کیستی، چیستی؟
سحر آمیخت به جان شب و شب گشت هوایی
- اسیر
بگذشتی و ندیدی گذرِ اشکی و آهی
- جدایی
دلم خون گشته امشب از جدایی
- مستحق جام
هرچند دیرگاهی است قصد جفا نداری
- قصهای از زبان دل
دل کشدم به هر زمان بر سر راه خانهای
- پیمان شکن
از سر زلف تو پیداست که پیمانشکنی
- تماشایی
راستی بُتا داری چهرهای تماشایی
- نخل امید
ای که جانبخشتر از باد بهار آمدهای
- درد و دوا
ای دل دیوانه چرا میروی؟
- اول گام
بیا ای آنکه بی آرایش و پیرایه زیبایی
- یادگار دوست
ما را به جز غم تو مبادا به دل غمی