-
غزل ۶۴۰
ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن
-
بگذار بگریم
عیبم مکن ای دوست اگر زار بگریم
-
حدیث آشکار
نه کافر نه مؤمنم، کیام، چیام، چه کارهام؟
-
صحبت فرزانه
برخیز تا پناه به میخانهای بریم
-
رحم و عشق
گفتهای جانا که میسوزد به حال او دلم
-
صد شُکر
ما بیسر و پایان سر و پا را نشناسیم
-
حسرتنامه
راست گفتی ماه من امشب که من در آسمانم
-
صدا
گاه اگر میخواست دل ترک صدایی داشتم
-
بی سحر
چونان شباهنگ بیمار، در بیسحر شام تارم
-
افسانه
ندارد هیچ کس باور مرا، افسانه را مانم
-
یاد او
دلی آشفتهتر از زلف آن آشفته مو دارم
-
غمی خواهم
ز شادیها به جان آمد دلم یارب غمی خواهم
-
امشب
امشب ز باده آتش دل باد میزنم
-
گمشده
من در این ویرانه منزل گنجها گم کردهام
-
تهمت شیرین
من این بیماری از هر تندرستی نیک تر بینم
-
باغ جنون
همه با یار خوش و من به غم یار خوشم
-
دام و دانه
با کی از دامان دل را همّت از میخانه گیرم
-
شوق دیدار
شب چارده ماه و دور از آن رخ ماهم
-
حسرت
اى کاش چو پروانه پرى داشته باشم
-
زمستان جاوید
زان شب که رفتى از چمن اى همزبان من
-
کلید باغ
ز خود تا وارهی بِستان کلید باغ از مستان
-
آتش جاوید
سوخت از داغ ستم لالهٔ باغ دل من
-
فراق همنوا
در قفس آن پویک دستان سرایم را ببین
-
بهانه
شبی که نکته زلفت گرفت خانهٔ من
-
زهر بوَد غم ای صنم
عمر من و جان من، ای بت دلربای من
-
آه بی اثر
ای دل خون شده یار دگری پیدا کن
-
دنیا وفا ندارد
شبهای ماهتاب است، مخصوص یار دیدن
-
بازی شگفت
بیرون خرام از تن و جان را نظاره کن
-
جغد را دل گرفت
دل ز بی عشقی به جان آمد، چه شد جانان من؟
-
ای هزاردستان
قدر یار خود دان، ای هزار دستان
-
بیا که
بیا که بیتو به جان آمدم ز جان دادن
-
خوب شد آمدی
رفته بودی تو و دلمرده ز رفتار تو من
-
فرشته
ای نرگست زمانه به چشمم سیاه کن
-
عالم تغییر
مرا خصمی بود دل، نام بارش رنج و فوتش خون
-
یک نفس
از گونهای دیگر بود فریاد درد افشان من
-
وعدهٔ دیدار
هست فردا وعدهٔ دیدار من
-
خورشید پرست
مستم من و مستم من، شیدای الستم من
-
دولت انزوا
تازه به دولتی رسید این دل بینوای من
-
بعد از هزار سال …
تا برده روزگار تو را از کنار من
-
صبح امید
هوسبازی و خودنمایی مکن
-
لاله میدمد
فصل گل غنیمت دان، فکر جرعهای مِی کن
-
طالع بیدار
بیتو بار زندگی ای دوست نتوانم کشیدن
-
ترک او کن
ترک آن بدخو مکن ای دل به بدخوئیش خو کن
-
سرگردان
چه میپرسی؟ مپرس از من نگارا حال زار من
-
مُهر مِهر
مست گشتم که شود دل نفسی غافل از او
-
ای دوست
ای دوست هرچقدر نشستم به پای تو
-
عشق
ای مطرب هنگامه جو از عین و شین و قاف گو
-
گلبرگ
گلبرگ برد رشک به رنگ بدن تو
-
پروانه
دلم دیوانه شد، دیوانه شد، دیوانه دیوانه
-
که دیده
رندی چو من خراب که دیده
-
نشانهٔ عشق
مرا چو دست دهد صحبت شکر دهنی
-
خریدار
دارم بتی شنگی، ماهی، قدحنوشی
-
خُم خالی
بعد از این ما را به گیتی غیر حسرت نیست کاری
-
بارش رحمت
سر و پای تو بنازم که همه جان و جمالی
-
زندهٔ زیبایی
بسیار مکن با ما سرپنجه به دانایی
-
امروز
امروز چه زیبا و دلآرا شده بودی
-
پردهٔ پریشانی
تا دلی است، خوبان را به که باشد ارزانی
-
سایهٔ دیوار
مائیم و دلی پرخون از جور پری رویی
-
گناه محبت
سر ز بالین به چه امید برآرم سحری
-
اشکهای دیدهٔ رسوا
امشب ندانم ای بتِ زیبا چه میکنی؟
-
داغدیده
امشب چه خوش به بستر ناز آرمیدهای
-
ترس و لرزی …
تازه باور کرده بودم در جهان هست یاری
-
ای آسمان
ای آسمان مگر دل دیوانهٔ منی
-
پند تلخ
مرغ بیبال و پری را واژگون شد آشیانی
-
دریای غم
نه به دل شوری و شوقی نه به سر مانده هوایی
-
آرزوی گمشده
ای آرزوی گمشده، مهمان کیستی
-
عاشق عشق
تو که درد دل دیوانهٔ من میدانی
-
کیستی، چیستی؟
سحر آمیخت به جان شب و شب گشت هوایی
-
اسیر
بگذشتی و ندیدی گذرِ اشکی و آهی
-
جدایی
دلم خون گشته امشب از جدایی
-
مستحق جام
هرچند دیرگاهی است قصد جفا نداری
-
قصهای از زبان دل
دل کشدم به هر زمان بر سر راه خانهای
-
پیمان شکن
از سر زلف تو پیداست که پیمانشکنی
-
تماشایی
راستی بُتا داری چهرهای تماشایی
-
نخل امید
ای که جانبخشتر از باد بهار آمدهای
-
درد و دوا
ای دل دیوانه چرا میروی؟
-
اول گام
بیا ای آنکه بی آرایش و پیرایه زیبایی
-
یادگار دوست
ما را به جز غم تو مبادا به دل غمی